تبليغاتX
تاریخ ایران زمین
دوباره می سازمت وطن


تاریخ ایران زمین







iran zamin
eli
Image and video hosting by TinyPic

 با درود به شما گلهاي دوست داشتني . با گذشتن  چند روز از مهر ماه 1387 مي خوام  زمان جشن ها و گرد همايي هاي ملي ايران عزيز  را در اين ماه براتون بزارم . پس با هم ببينيم :

فصل پاییز با نام‌های «پادیز/ پاذیز»، «خزان» و «تیرماه/ تیرَه‌ماه» نیز شناخته شده است. نام پسین یا تیرماه در ادبیات فارسی و از جمله در شاهنامه فردوسی به همه فصل پاییز اطلاق شده است و امروزه نیز در تاجیكستان و شمال افغانستان تداول دارد.

یكم مهر/ اورمزد روز :  روز جشن بزرگ «میثْـرَكَـنَـه/ میتراكانا/ مهرگان»، بزرگترین جشن هخامنشی در ستایش و گرامیداشت «میترا» در نخستین روز ماه «باگایادی/ بَـغَـیادی» (یاد خدا) و نیز آغاز سال نو در گاهشماری هخامنشی.

امروزه نیز سنت كهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام « سال وِرز»، در تقویم محلی كردانِ مُـكری مهاباد و طایفه‌های كردان شكری  باقی مانده است. در تقویم محلی پامیر (به ویژه دو ناحیه «وَنج» و «خوف») از نخستین روز پاییز (تیرماه) با نام «نوروزِ تیرَه ما» یاد می‌كنند. آغاز پاییز به عنوان آغاز سال نو زراعی همچنان در میان كشاورزان رایج است. همچنین بیرونی از این روز با عنوان «نیم‌سرده» (نیمه سال) نام‌ برده است.

هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده كه بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است. در ادبیات كهن فارسی نیز همواره جشن مهرگان با نخستین روز فصل پاییز برابر دانسته شده است.

دوازدهم مهر / آيين قاليشويا ن اردهان : باز ماندي از تيرگان

سیزدهم مهر/ تیر روز   یكی دیگر از جشن‌های تیرگان، در گرامیداشت ستاره باران‌آورِ «تیشتَر/ شباهنگ/ شِعرای‌ یمانی» و در خوارزم باستان به نام «چیری روچ/ تیر روز» (← سیزدهم فروردین و سیزدهم تیر).( جشن تير روزي )

ادامه و نشانه‌هایی از این جشن كهن همچنان در آیین قالیشویان اردهال در غرب كاشان دیده می‌شود (امروزه در دومین آدینه مهرماه). مراسم قالیشویان اردهال بازمانده‌ای از جشن تیرگان و دعا و آرزو برای بارش باران، و همانند بسیاری از جشن‌های ایرانی با یك بازار همگانی و بزرگ توأمان است. نیایشگاه اردهال می‌بایست یكی از معابد «تیشتَـر» در ایران باستان بوده باشد و در بسیاری از باورهای ایرانی بین دعای باران و تابوت یا شستشوی مردگان، پیوندهایی وجود دارد.

شانزدهم مهر/ مهر روز   جشن «مهرگان»، جشنی بزرگ در ستایش ایزد «میثرَه/ میترا» (و بعدها «مهر»). در اصل در نخستین روز مهر (← یكم مهر) و بعدها در شانزدهمین روز این ماه.

همچنین روز برگزاری جشن هخامنشی «مَغوژتی/ مَگوفونیا»، روز نجات ایران از غلبه مُـغان.

بیست و یكم مهر/ رام روز   جشن «رام‌روزی» (در خوارزم باستان «رام روچ»)؛ و نیز روز غلبه كاوه و فریدون بر ضحاك.

ايران من

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387 ساعت 10:30  توسط المیرا   | 


با درود به شما نازنینان

از آلبوم عکسهای من دیدن کنید .

 

http://elmiravaashkash.blogfa.com


 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 8:56  توسط المیرا   | 


 
 « اگر اين نبشته يا اين پيکرها را ببيني و تباهشان نسازي و تا هنگامي که ترا توانايي است نگاهشان داري، اهورا مزدا ترا دوست باد و دودمان بسيار و زندگي ات دراز باد و آنچه کني، اهورا مزدا آن را براندازداگر ا...ين نبشته يا اين پيکرها را ببيني و تباهشان سازي و تا هنگامي که ترا توانايي است نگاهشان نداري اهورا مزدا ترا زننده باد و ترا دودمان مبد و آچه کني، اهورا مزدا آن را براندازد.»
بخشي از متن کتيبه بيستون به نقل از داريوش بزرگ

اخيرا و تنها حدود يک ماه پس از ثبت جهاني بيستون و کتيبه هاي ارزشمند داريوش بزرگ که از مهمترين اسناد تاريخي و فرهنگي ايران عزيز هستند،‌شرکت پتروشيمي و شرکت شهرکهاي صنعتي در حال احداث دو پروژه به اصطلاح ملي! در حريم جهاني بيستون هستند. چنين اقداماتي ضمن آنکه ارزش و اعتبار اين آثار کهن و ارزشمند را زير سوال مي برد باعث تخريب و نابودي آنها خواهد شد. بدينوسيله ما امضا کنندگان خواهان توقف و جلوگيري فوري از هرگونه ساخت و ساز در حريم بيستون بوده و از شکايت يکي از شهروندان (آقاي مهدي مکارمي) در دادگستري استان کرمانشاه در اين خصوص اعلام حمايت مي کنيم. همچنين دولت ايران را به رعايت کنوانسيون هاي بين المللي و احترام به فرهنگ و ميراث فرهنگي و باستاني ايران زمين هشدار و توجه مي دهيم.  
جمعي از شهروندان ايراني و دوستداران ميراث کهن ايران زمين

برای امضای این این فرم اینجا کلیک کنید : حمایت از بیستون 


  
 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 7:44  توسط المیرا   | 


 در ابتدا به تاريخچه روز سپندارمذگان می پردازیم  امید دارم که این متن مورد توجه شما  دوستان قرار گرفته و از ان لذت ببرید .تا پایان این پست با ما باشید .

  

در ايران باستان، از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز (زمین ، مادر ، عشق) بوده است. اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن ! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است. توضيح: "سپنته آرمئيتي" که چهارمين امشاسپند در دين زرتشت است، در پهلوي "سپندازمذ" گفته شده که به معني فروتني است. از طرفي چون اين امشاسپند، سومين امشاسپند بانو ست و به دليل مقام بزرگي که زن در کيش مهر دارد، اين روز به نام و مخصوص زنان بوده است. جشني که در اين روز برگزار مي‌شده به "سپندارمزگان" معروف است. نام‌هاي ديگر آن "مردگيران"، "مژدگيران" مي باشد. ابوريحان بيروني مي‌نويسد: "اسفندارمذ ايزد موکل بر زمين و ايزد حامي و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همين مناسبت اين روز عيد زنان به شمار مي‌رود." و در زمان ابوريحان اين رسم وجود داشته است. در اين روز مردان به جهت گرامي‌داشتِ مقام زن به آنها هديه مي‌دادند. اين جشن تنها بخشش هدايا نبوده بلکه در اين روزها زنان فرمانروايي مي‌کردند و مردان از آنها اطاعت مي‌کردند.


*...ادامه مطلب...*
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 11:28  توسط المیرا   | 


 يکي از جشن هايي که در ايران باستان برگزار مي شده، جشن سده است که امروزه هم در دهم بهمن ماه در بعضي از نقاط کشور پا بر جاست. برگزاري جشن سده چند مناسبت دارد که از لحاظ گاه شماري و تاريخي قابل توجه است به جهت گاه شماري چنان که مي دانيم در روزگاران کهن، سال دو فصل داشته است يکي تابستان بزرگ و ديگري زمستان بزرگ که تابستان هفت ماه و از فروردين تا پايان مهر و زمستان پنج ماه از آبان تا پايان اسفند طول مي کشيده است.

بنابر روايات برگزاري جشن سده به مناسبت گذشتن صد روز از آغاز زمستان برگزار مي شده است و از جهت تاريخي نيز همچنانکه در شاهنامه فردوسي آمده است روزي هوشنگ شاه پيشدادي با همراهانش در راهي مي رفتند ناگهان ماري بزرگ را ديدند هوشنگ سنگي برداشت به سوي مار پرتاب کرد سنگ به مار نخورد و به سنگي ديگر اصابت کرد و چون هر دو سنگ اتفاقا از نوع چخماق بودند جرقه اي پديد آمده و بوته خشک کنار سنگ آتش گرفت و بدين وسيله آتش کشف شد هوشنگ شاه از اين رويداد شادمان شد خدا را شکر کرد که آتش را بر او آشکار کرده و به همين مناسبت روز کشف آتش را جشن اعلام کرد...

 

فردوسي درباره جشن سده مى گويد :

 

برآمد به سنگ گران سنگ خرد

هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد

فروغي پديد آمد از هر دو سنگ

دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

جهاندار پيش جهان آفرين

نيايش همي کرد و خواند آفرين

که او را فروغي چنين هديه داد

همين آتش آنگاه قبله نهاد

سده نام آن جشن فرخنده کرد

ز هوشنگ ماند اين سده يادگار

بسي باد چون او دگر شهريار

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 17:15  توسط المیرا   | 


... چرا شما بگویید آقا الحمدالله ما که معذب نیستیم پس ما دیگر در هیچ روز نحسی قرار نگرفتیم. اتفاقاً ما الآن باید بفهمیم تمام روزهای ما نحس است. روز اول فروردین ما هم نحس است. بین روز اول فروردین و روز دوم فروردین و سوم و چهارم و سیزده و چهارده و پانزده نیستیم. ما از این نحسی  بخوایم خارج بشیم چه باید بکنیم؟! بریم بیرون، سبزه‌ها را برید گره بزنید از این نحسی خارج بشید؟! با سمنو پختن از نحسی خارج می‌شیم، با سبزه‌ها را در روز سیزده از خونه بیرون ریختن از نحسی خارج می‌شیم؟! بیچاره! چرا خونه‌تو ول می‌کنی می‌ری ... از خودت بیرون بیا از این رفتار زشت خودت بیرون بیا از این عادات زشت‌ت بیرون بیا، از این افکار زشت‌ خودت خارج شو! از این مرضات کثیف و پلیدی که به اون گرفتار هستی، از اون‌ها خارج شو! تا از نحوست بیای بیرون! سیزده چه گناهی دارد، خونه‌ات چه گناهی دارد؟ زندگی‌ت چه گناهی دارد؟ از سمنو چه کاری ساخته‌ست‌؟! از سبزه‌گره زدن چه‌کاری ساخته‌ست؟! به خدا ننگ این مردم است که روز سیزده را به عنوان سیزده به‌در می‌روند! من نمی‌دانم این‌هایی که اسم تنظیم افکار و پرورش افکار روی خودشون می‌ذارند، چرا یک کلمه هم نمی‌گند. بل‌که برعکس ترویج می‌کنند، تشویق می‌کنند. روز ولادت خاتم‌الانبیاء که باید روز تعطیل باشد و مردم بیاند از تعلیمات آن بزرگ‌وار استفاده بکنند ما روز تعطیلی نداریم! روز ولادت شاه مردان علی‌بن‌ابی‌طالب برای ما تعطیل رسمی نیست؛ روز ولادت حسین‌بن علی برای ما روز تعطیل نیست؛ ولی روزی که سمبل خرافه و حماقت ماست، روز تعطیلی‌ست. اینا از اسلام نیست، اینا ضد اسلام است .

 

 

خوب اینم از اقای مطهری من که نظر خاصی ندارم .  یعنی اینکه خوب بهتره وقتمو صرف  خوندن مطلب بهتری  بکنم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 8:11  توسط المیرا   | 


« چهارشنبه آخر اسفند مي شود، بسياري از خانواده ها (كه بايد بگوييم: خانواده هاي نادان) آتشي و هيزمي روشن مي كنند، بعد آدم هاي سر و مر و گنده از روي آتش مي پرند: اي آتش زردي من از تو، سرخي تو از من! اين چقدر حماقت است كه مي پرسيم چرا چنين مي كنيد؟ مي گويند: اين كي سنتي است ميان ما مردم، از قديم پدران ما چنين مي كرده اند. قرآن مي گويد:« اولو كان آباوهم لا يعقلون شيئا
اگر هم پدران گذشته تان چنين كاري مي كردند شما وقتي مي بينيد يك كار احمقانه است و دليل حماقت پدران شماست رويش را بپوشانيد. چرا اين سند حماقت را سال به سال تجديد مي كنيد؟ اين فقط يك سند حماقت است كه كوشش مي كنيد اين سند حماقت را هميشه زنده نگه داريد، ماييم كه چنين پدر و مادرهاي احمقي داشته ايم: «اولو كان آباوهم لا يعقلون شيئا»

 

 

خوب اینم یه جور نظره دیگه . زیاد جدی نگیرید . به نظر من پدارن ما کاری روالکی و بی دلیل انجام نمیدادن . و کسی هم حق نداره به اعتقادات اونا توهین کنه. کار احمقانه رو هم کسی می کنه که فکر می کنه می تونه این روزها رو از فرهنگ و تمدن مردم ایران حذف کنه .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 8:10  توسط المیرا   | 


1 -  مردي را كه از پيغمبر پرسيدند ذوالقرنين نام داشته يعني اين نام يا لقب را قرآن از خود وضع نكرده بلكه آنان كه در باره ي وي پرسيدند اين نام را بر او اطلاق كردند و از اين روي فرموده است « ويسبلونك عن ذي القرنين »

2 – خداي او را ملك بخشيده و اسباب فرمانروايي و غلبه براي او مهيا كرده است.

3 – اعمال بزرگي را كه وي در جنگهاي عظيم خويش انجام داده اين سه امر است ؛ اول غربي -  از بلاد خود به سوي مغرب متوجه گرديد و تا جايگاهي كه نزد او حد مغروب به شمار مي رفت رسيده و در آنجا خورشيد را بدانسان يافته كه گويي در چشمه اي فرو مي رود. دوم شرقي -  و همچنان پيش رفته است تا به سرزميني رسيده كه آبادان نبوده و در آن قبايل بدوي سكونت داشته اند. سوم , به جايگاهي رسيده است كه در آن تنگناي كوهي بوده است و از پشت كوه گروهي موسوم به ياجوج و ماجوج ساكن بوده اند كه بر اهالي اين سرزمين از هر سو مي تاختند و به غارت مي پرداختند و آنان مردمي وحشي و محروم از مدنيت و خرد بوده اند.

4- پادشاه در تگناي كوه براي حفظ مردم از دستبرد و غارت ياجوج و ماجوج سدي بنيان نهاد.

5 – اين سد تنها از سنگ و آجر ساخته نشد بلكه در آن آهن و مس نيز به كار رفت از اين روي سدي بلند برآمد بدانسان كه غارتگران از دستبرد بدان عاجز آمدند.

6 – اين پادشاه به خداي و به آخرت ايمان داشت.

7 – پادشاهي دادگر بود و نسبت به رعيت عطوفت داشت , و هنگام كشورگشايي و غلبه قتل و  كينه ورزي را اجزات نمي داد از اين رو زماني كه بر قومي در غرب چيره شد پنداشتند كه او هم مانند ديگر كشورگشايان خونريزي آغاز خواهد كرد ولي او بدين كار دست نبرد بلكه به آنان گفت : هيچ گونه بيمي پاكان شما در دل راه ندهند و هر يك از شما كه عملي نيكو كند پاداش آنرا خواهد ديد. با آنكه آن قوم بي ياور و دادرسي در چنگال قدرت او بودند با ايشان شفقت كرد وبه دادگري و نيكوكاري دل آنان را بدست آورد.

8 – به مال آزمند نبود زيرا هنگامي كه براي پي افكندن سد , مردم خواستند به گردآوري مال پردازند از قبول آن امتناع كرد و گفت آنچه را خداي به من ارزاني داشته مرا از اموال شما بي نياز مي کند ليكن مرا به قوت بازو ياري دهيد تا براي شما سدي آهنين بسازم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 9:20  توسط المیرا   | 



elmira